بیش از اینها می توان خاموش ماند

برای بزرگ شدن همیشه یک حادثه لازم است. یک اتفاق که می افتد تا تو را از جایی که ایستاده ای بیاندازد


خانم اجازه... محمد همه اش ما رو هل می ده

خانم اجازه... این پاک کن مارو برداشت

خانم اجازه... رضا همه اش با خودش شعر می خونه

اجازه خانم...اجازه

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۳۰ساعت توسط فهیمه | |

خودم راجا انداخته ام

خودم را بین روزهایی که گذشته اند

جایی که نمی دانم کجا جا انداخته ام

برای همین است که پیدا نمی شوم


نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ساعت توسط فهیمه | |

Design By : Mihantheme