بیش از اینها می توان خاموش ماند
تو از برگشتن من نا اميد شدي. براي همين است كه ديگر سر كوچه منتظرم
نمي شوي . ديگر هر قدرم كه باد بويم را بياورد يا باران يادم را ببارد هوايي ام
نمي شوي. آن روزها با قلم درشت بالاي كتابها و جزوه هامان مي نوشتيم " نا
اميدي پرستش خداي دروغين است ... نا اميدي بود يا نگراني يا بي اعتمادي؟... مهم
اين است كه واژه پرستش توي اين جمله دستخوش تغيير شده... يا خدا... يا... نمي دانم...
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ساعت
توسط فهیمه | |
| Design By : Mihantheme |

