بیش از اینها می توان خاموش ماند

اینجا زمانی دنیای من بود.

همه ی دوست داشتنی هایم را درون لینک دانی اش جا داده بودم. هر احساسی که داشتم اینجا کلمه می شد. جمع دوست داشتنی هایم می خوانند. برایم می نوشتند. گاهی یک پیام یک نوشته ساعتها حالم را خوب می کرد. 

حالا... اینجا متروکه ای است که خانه ارواح را می ماند. پر است از یاد کلمه های دوست داشتنی هایم... پر از نوشته های عارفانه نرگس... شعرهای طیبه... داستان های دنباله دار زهرا به نام خانم وکیل... عاشقانه ها و عارفانه های پرستو... 

حالا توی این روزهای حبس خانگی که گاهی فکر می کنم قلم در دستت سرد شده و داری صفحات اخر را می نویسی... بیشتر از همیشه نیمه شبها گریه می کنم توی این صفحات اخر. بیشتر از انتظار زن مادر سی و چند ساله ای بی تابی و دلتنگی می کنم...

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ساعت توسط فهیمه | |

Design By : Mihantheme