بیش از اینها می توان خاموش ماند
بیا فصل زالزالک شده فصل لرزه های یهویی فصل هواهای خراب دو نفره خش خش و رنگ رنگی بیا همان لباس گرم های قدیمی مان را از بقچه های ته کمد خانه مادری درآوریم و کامواهای رنگی بخریم به ذوق بافتن شال عاشقانه که بپیچد لای نفس های یار در هوای بیست و چند سالگی... رج به رج... بیا ساعت ها توي ایستگاه ها اتوبوس ها با بغل های سنگین از کتاب فلسفه ببافیم از دنیا. بیا کمی بنویس و کلمه بپاش به روح من حالا که انقدر بلند صدایت می زند...
نوشته شده در جمعه ۱۳۹۹/۰۷/۲۵ساعت
توسط فهیمه | |
| Design By : Mihantheme |

