بیش از اینها می توان خاموش ماند
سرم را میان دستانم مشت می کنم صداقت قانون دنیامان بود یادت هست؟ خاطره همیشه دردآوراست می گویم وقتی که حتی لای کتابهای تاریخ حتی بیهقی راستگو دروغ وزیدن می گیرد دیگر چگونه می شود... می گویی باید صادق باشی تا به قانون زمین قانون خدا برنخورد می گویم به چه قیمتی؟ می گویی به هر قیمتی می گویم وقتی که صادقی ضربه می خوری ومی شکنی تو می گویی قانون خدا مهمتر است ومن اعتراف می کنم که با همه شکستن هایم هنوز هم مثل قبل صادقم صداقت قانون دنیای من است
از صداقت حرف می زنی
نوشته شده در شنبه ۱۳۸۵/۰۸/۲۷ساعت
توسط فهیمه | |
| Design By : Mihantheme |

